آینده از آن کیست؟!
28 بهمن 1397 4:30 بֽظֽ
در اطراف من، هستند از آدمایی که صبح سرکار می آیند و سخت کار می کنند. می روند، می آیند، جلسه می گذارند، سخنرانی می کنند و گاه صدایت می زنند و بالا منبر می روند و از کار درستی که انجام می دهند، برایت می گویند و می روند. 
هر روز و هر روز کارشان این است و مورد تحسین قرار می گیرند. تحصیلات و تجربیاتی دارند و احتمالا برپایه همان ها تصمیم می گیرند و کار درست را متوجه می شوند. آنقدر در کارشان غرق اند که نگو. حتی وقت سر خواراندن هم ندارند.
یک روز تصمیم می گیری که پیششان بروی و بگوی که نیاز به آموزش داری. جواب می آید که وقت این کارها را نداریم. 
همیشه در عجبم که یک اندوخته دانشی مربوط به دوران دانشگاه با احتمالا سال ها تجربه، چطور می تواند منی بسازد که در مواجهه با فناوری های نو و اشکال مختلف محتوا، در کسری از ثانیه قدرت تشخیص راه درست را به تو بدهد. وقتی آموزشی نباشد، کتابی نخوانی، فیلمی نبینی و تلاشی برای دانش به روز کردن دانش اندوخته از سال ها قبل را نداشته باشی. اوضاع وقتی جالب تر می شود که بدانی که احتمالا تجربه هیچ مواجهه ای با شکل جدید محتوا یا فناوری را نیز نداری!