ژانویه 2004

You don&#۳۹;t owe me a thing, I&#۳۹;ve been there too
Someone once helped me out
Just the way I&#۳۹;m helping you
If you really want to pay me back
Here&#۳۹;s what you do
Don&#۳۹;t let the chain of love end with you

By the way my name is JOE
 

January 30, 2004 | جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۲۰

چند روزیه که حالم گرفتس! روزایی هم که حالم گرفته باشه حواسم پرته! حواسم که پرت باشه حال نوشتن و خوندن هیچی رو ندارم. برعکس این روزا که بیشتر باید بخونم و بنویسم....

تا میام یه خورده بنویسم و بخونم یاد هزار و یک اتفاق می افتم.. مثلا همین ظهری بود که یاد شربت آبلیموی پرویز وسط ظهر سر عملیات راهسازی افتادم (عمق فاجعه خیلی زیاده). الان هم یاد شهرام افتادم که یه روزه می رفت اصفهون و فردا برمی گشت واسه آمار..

راستی سیبیل بی اعتبار (به معنی واقعی سیبیل) فایده نداره. باید زدش..

January 23, 2004 | جمعه ۳ بهمن ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۲۵

چند روز پیش نیما یه پیشنهاد باحال داده بود در مورد مقابله با فیلترینگ! در مورد فیلتر باید بگم یه مدت بود که مثلا مجتمع فنی (که من ازش استفاده می کنم) سایت حسین و هم صبحانه و گویا نیوز و غیره رو فیلتر کرده بودند. این فیلتر کردن و بستن سایتها اینقدر شدید شده بود که حتی سیستم شمارشگر nedstat رو هم فیلتر کرده بودند (یعنی فیلترینگ فله ای)... اما جدیدا بهتر شده. به طوری که هیچ کدوم از سایتهای صبحانه ، گویا نیوز ، هودر فیلتر نیستند (البته هنوز هودر به صورت hoder.com/i فیلتره. برعکس که i.hoder.com بازه بازه!) . همون موقع هم که اوضاع شدیدا بد بود منم مثل بقیه با هزار فوت و فنی که امروزه دیگه چیز تازه ای نیست به همه این سایتها با کمی کلیک بیشتر دسترسی داشتم.

نمی دونم الان که اون وضع سابق در فیلتر شدن توسط مخابرات کمرنگتر و معتدل تر شده بازم معلولی برای علتی باقی می ماند یا نه! اما من به عنوان گام اول با پیشنهاد نیما در مورد راه اندازی صبحانه در دومین های مختلف و نشر اون در سایتهای مختلف از طریق RSS که زیاد هم سخت نیست موافقم. مثلا فرض کنید ده تا دومین همزمان میزبان صبحانه باشند و یا ده سایت بخشی از صفحه اول خود را به پستهای صبحانه اختصاص دهند! این واقعا دیدنیه.. خوب من قبلا در مورد سرخط این پیشنهاد رو تجربه کردم که خیلی مثبته. الان یه قسمت اون بالای سمت راست وبلاگم هست که ۵ تیتر آخر اخبار سرخط رو تیتر می کنه و نمایش میده.....

اما یه موضوع دیگه هم هست. اول اینکه دارنده حقوق مولف صبحانه موافق باشد. چون اگه قرار باشد مثلا آگهی چیزی واسه صبحانه بگیرند با این روش یکم با مشکل شاید مواجه شوند و یا اینکه یه چیزایی تو صبحانه منتشر بشه که با حقوق مولف سایت ثالت میزبان مغایرت داشته باشه.. (البته این آخری با یه خط توضیح قابل حله)

January 22, 2004 | پنجشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۳۱

شجریان هنوز پیر نشده. این رو هرکسی که دیشب توی سالن وزارت کشور بود می تونست بفهمه!

اینجا دوباره آپ دیت شد.

January 16, 2004 | جمعه ۲۶ دی ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۴۰

همه شب جمعه چیکار می کنن؟ من شب جمعه چیکار می کنم؟!!!

ساعت دو نیم شبه که بعد از تماشای یه ذره از فیلم DEAD MAN جانی دپ ، زیاد باهاش حال نکردم و اومدم پای اینترنت! بیست دقیقه بیشتر نگذشته که خیلی گشنم شده! اول بی خیالی طی می کنم شاید یادم بره.. اما نه انگار مسئله جدیه! سر یخچال می رم. چیز خاصی پیدا نمی کنم... توی فر هم چیزی نیست. پنیر و کره رو ور میدارم تا حداقل با اینا خودم رو تا صبح سیر کنم. اما ای داد بیداد نون نداریم. یعنی داریم اما همش تو یخچاله و یخ زده. منم حالش رو ندارم این نصفه شبی نون داغ کنم. تخم مرغ تو در یخچال هست اما نیمرو پختن هم این نصفه شبی حال می خواد که من ندارم.. از بس هم تمام این سالها غذای پخته و آماده جلوم گذاشتن اصلا جای هیچی رو نمی دونم! چون تا امروز نیاز نداشتم که بدونم.. هروقت می خواستم یکی بود که ازش بپرسم. اما الان توی این نصفه شبی همه خوابن. اوه ساعت شد سه! من هنوز گشنمه. در یخچال رو که میام ببندم اون ته یه بشقاب پلو با یه کباب بشقابی نصفه می بینم که از ظهر مونده... آهان همینه. میارمش بیرون. خیلی سرده. خدا رو شکر که با روغن مایع پخته شده وگرنه که همش ماسیده بود! چندتا هم سیب زمینی سرخ کرده هم گوشه بشقاب هست... بشقاب و برمی دارم و با یکم نوشابه که از شام مونده میام جلوی تلویزیون که هیچی نداره می شینم و یه کاسه ماست هم برای خودم می ریزم و می شینم با ولع تموم بشقاب تقریبا یخ زده پلو و کباب بشقابی رو تا ته می خوردم! اتفاقا خیلی هم حال داد........ میام پای کامپیوتر می شینم تا کانکت شم. جای چایی رو نمی دونم وگرنه یه چایی هم واسه خودم دم می کردم. سیگاری هم نیستم وگرنه سیگار این موقع ها خیلی حال میده...... تمام اینا رو گفتم تا بگم ای داد بیداد ، ای داد بیداد.. چندتا از بمی ها اگه گشنشون بشه چیزی واسه خوردن توی یه جای گرم و نرم می تونن داشته باشن؟!@#$% اون بمی هایی که این چیزا رو ندارن چند سال دیگه می تونن داشته باشن؟!!!!! واقعا چند سال دیگه!!!

به همت دوستان کار داره پیشرفت می کنه....

January 9, 2004 | جمعه ۱۹ دی ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۴۸

کمک کنید تا کار رو به یه جایی برسونیم.... هر موسسه ، ارگان و سایتی غیر دولتی هم که در این زمینه مایل به همکاریه اعلام آمادگی کنه تا ببینیم چی پیش میاد!

(راستی من نمی تونم با مسنجرم آفلاینها رو بگیرم پس لطفا اگه می خواین ارتباط برقرار کنین میل بزنید... ایمیل من: nep۳۱۲@yahoo.com )

January 7, 2004 | چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۲ ساعت ۰۲:۵۲