مارس 2004

ماییم که گه نهان و گه پیداییم

گه مومن و گه یهود و گه ترساییم

تا این دل ما غالب هر دل گردد

هر روز به صورتی بُرون می آییم

March 28, 2004 | یکشنبه ۹ فروردین ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۰۷

خیلی زود شش روز از سال جدید هم گذشت. آرشیو پارسالم رو می خوندم. خیلی جالب بود. تو نوروز پارسال از سال ۸۱ که گذشته بود خیلی ناراحت بودم. واسه سال جدیدش یه سری قرار مدار با خودم گذاشته بودم. خدا رو شکر بیشتر قرار مدارم رو تو سال ۸۲ حفظ کردم. سال ۸۲ دیگه سال کوتاه اومدن نبود!

پارسال (۱۳۸۲) که سال گوسفند بود یه جورایی بود واسه من. اگه بی انصافی نکنم باید بگم که نیم سال اول تقریبا خوب بود اما نیم سال دوم کاملا بد بود!!! امسال که سال میمونه. نمی دونم میمون بهتره یا گوسفند. اما میمون به گمونم بهتر باشه. یعنی چاره ای نداره! باید بهتر باشه!!! خسته شدم از بس به خودم قول دادم امسال حتما بهتر از پارسال خواهد بود و ای دریغ.

سال ۸۳ واسه من یه معنی بیشتر نمی تونه داشته باشه و اونم خیابونه!؟@# اگه این پادشه خوبان لطف کنه همهچیز حله..... ای پادشه خوبان

یه چیز دیگه. تو سال ۸۳ قراره که بیشتر بخوابم بیشتر صبحونه بخورم. انگار خیلی کد کاری شد!

March 25, 2004 | پنجشنبه ۶ فروردین ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۰۸


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

دائم گل این بستان شاداب نمی ماند

دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

ساقی چمن و گل را بی روی تو رنگی نیست

شن شد خرامان گل تا باغ بیارایی

ای درد تو هر درمان در بستر بیماری

وی یار تو هم مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

لطف کن چه تو اندیشی حکم کن که تو فرمایی

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد

شادی ات مبارک باد ای عاشق شیدایی

از صمیم قلب حلول سال ۱۳۸۳ شمسی رو به تمام دوستام ، آشنایان و تمامی هموطنان عزیزم چه در ایران و چه در خارج از ایران تبریک می گم. امیدوارم که امسال سالی توام با موفقیت و شادی برای همه باشد.

با آرزوی سلامتی و بهترین آرزوها

March 20, 2004 | شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۱۳

زمان تحویل سال نو در تهران ساعت ۱۰.۱۸.۳۷ صبح شنبه.

در آمریکا شرقی شنبه ۲۰ مارچ ساعت ۱.۴۸.۳۷ صبح شنبه. در آمریکای مرکزی شنبه ۲۰ مارچ ۰.۴۸.۳۷ صبح شنبه و در قسمت آمریکا پسفیک جمعه ۱۹ مارچ ساعت ۱۰.۴۸.۳۷ صبح.

March 18, 2004 | پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۲ ساعت ۰۴:۱۸

الان که ساعت ۲ نصفه شبه خوشحالی خودمو نمی تونم پنهان کنم و واسه همین هم باید یه جایی اونو ابراز کنم. اونم چه جایی بهتر از وبلاگ..

مدتها بود که یاهو مسنجرم رو آپ دیت کردم و شده بود ورژن ۵.۶ یعنی آخرین ورژن. آقا از وقتی که ماهمچین ... خوردیم تموم آفلاینهای قدیم و ندیمم پرید و دیگه هیچ آفلاینی رو نمی تونستم ببینم. تا یکی آفلاین می زد تا با مسنجر آنلاین می شدم یه پیغام خطا می داد و بسته می شد. خلاصه اعصاب معصاب دیگه نمونده بود. فکر می کردم به تموم آفلاین های گذشته... اوه ه ه ه

این اوضاع تا همین نیم ساعت پیش هم ادامه داشت تا اینکه با یه پسر شر و شور (که مثل خودم یه پا مهندس بوده تو دارت بازی) شروع کردم به چت کردن. مثل هزار بار قبل که اینکارو می کردیم. یکم حال و احوال و یکم هم وراجی و دریوری از چهارشنبه سوری. یکی من می گفتم یکی پژمان که آره تهرون چه خبر بوده و دوبی چه ها شده!! تا اینکه دقیقه ۹۰ که پژمان می خواست بره من از دهنم پرید و در مورد ورژن مسنجر صحبت کردم. پژمان هم خیلی شیک برگشت و گفت: " من از ورژن ۵.۵ استفاده می کنم آخه ۵.۶ خیلی اوضاعش درامه!!!! خوب یادمه که قبلا هم به پژمان اشکال کارم رو گفته بودم و پرسیده بودم که کجا میشه ورژن قبلیش رو دانلود کرد که یه جواب سرکاری مثل این " برو messenger.yahoo.com اونجا داره" شنیده بودم. به خودم گفتم من که قبلا ازش پرسیدم پس بی خیال. ولی نمی دونم چی شد که دوباره بهش گفتم: " از کجا میشه ورژن ۵.۵ رو دانلود کرد" دیدم یه خنده ای کرد و یه آدرسی رو داد... بعد گفت: "اگه پژمان رو نداشتی چیکار می کردی" بعد این حرفها هم گفت می خواد بره و خوابش میاد.

فکر نمی کردم که مشکل حل بشه ولی با این حال منم رفتم سریع دانلودش کردم و بعد نصب. حالا با کمال مسرت باید اعلام کنم که مشکل حل شده. مهمتر اینکه تمام آفلاینهای قدیمی ام هم موجوده و هیچی تکون نخورده. مرتیکه (منظور همونی است که یه وجب خاک اینترنت رو داره) پس چرا همون اول بهم آدرسو ندادی. بابا من که خودم رو گ.. ام و نتونستم چیزی رو اینترنت پیدا کنم. واقعا دمت گرم که توی این نصفه شبی یه حالی به من دادی. ثوابت وقتی بیشتر اجر پیدا می کنه که این نصفه شبی ، دم عید هم هست. یعنی یه نصف شب دمه عید. فکر کنم ثواب یه نصف شب دم عید بیشتر باشه!

پژمان جان خلاصه خیلی چاکرتیم

راستی پژمان یه سوال؟! تو کار دارت چوپوقی هم بودی؟!

March 17, 2004 | چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۲ ساعت ۰۴:۱۹

برعکس سالهای قبل ، تو چهارشنبه سوری امسال از بگیر بگیر و این حرفها خبری نبود و مردم بخصوص جوونها تونستند ساعات خوشحالی داشته باشند. هرچند که کسایی هم بودند که تلفات ببینند. خوب در قبال شادی عمومی فکر کنم این آسیب ها قابل دفاع باشه که البته با راه حلهای مناسب میشه اینها رو کم کرد. چهارشنبه سوری مثل جشن گاوبازی اسپانیایی ها می مونه که گاوهای وحشی رو توی کوچه پس کوچه های شهر ول می کنند و مردم تا میدان اصلی باید از دست گاومیشهای وحشی فرار کنند. اونجا هم خیلی ها مصدوم می شند اما این دلیل نمیشه که جشن برپا نشه!!! (خوب سخنرانی بسته)

امسال یاد کیارش افتادم...... پارسال همین موقع بود که توخیابونها پرسه میزدیم و تو سرکله هم میزدیم. راستی پارسال همین موقع بود که اخرین نوشته وبلاگشو نوشت و زدبه چاک و در دیار شیاطین مسکن گزید. پسر کجایی که امسال جات خالی بود/

March 16, 2004 | سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ ساعت ۰۴:۲۴

بیشتر از بیست و چهارساعته که نخوابیدم (اصلا تازگی نداره برام). فکر کنم یه ربع دیگه بیدار بمونم بتونم آخرین حلیم سال ۸۲ رو با نون داغ و شکر فراوون بخورم! هفته پیش که یه نیم ساعت کم آوردم و نصیب نشد تا ببینم این هفته چی میشه/

راستی پیروز ۸۲ تو سحرگاه جمعه ای اصلا حال نمیده.. خودتون امتحان کنین.

موفق شدم! (شیش ساعت بعد)

March 12, 2004 | جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۸۲ ساعت ۰۴:۲۶