ژوئیه 2004

بلاخره بعد از هزار مشکل و گذشتن چندماه ، تپش ویکلی راه اندازی شد.
بعد از چند ماه بدقولی بلاخره خودم تصمیم گرفتم یه فکری بکنم. پیش خودم فکر کردم دیدم بهترین کاری که خیلی سریع برای سایت یه هفته نامه میشه کرد استفاده از پکیج تروتمییزی است که با یکم نرمالیزه کردنش بشه طبق اون چیزی که می خوای با استفاده ازش پابلیش کنی. خوب دیدم چی بهتر از موویبل تایپ. البته قبلش چند تا از Content management ها رو مثل wordpress ، textpattern ، Nucleus تست کردم که در نهایت بهتر دیدم از ام تی استفاده کنم.
با استفاده از پالتیک های ام تی تونستم آرشیو شماره ایه هفته ای ازش بگیرم. همینطور اینکه هر مطلب به صورت جداگانه بر اساس نوع کتگوری و سال و ماه فارسی ذخیره میشه. تو دیزاینش هم از کدهای html به هیچ عنوان استفاده نکردم و به قول این دوستم تمام دیزاین به صورت html less بوده و همش با استفاده از style sheet انجام شده تا علاوه بر لودشدن سریع ، هنگامی که مثلا نصفه صفحه لود شده باشه اگه به هر دلیلی stop بشه تا همون مقدار از صفحه رو نشون می ده که این در قبال html صدق نمی کنه. استفاده از style sheet (که جدیدا طرفداران زیادی هم در طراحی صفحه پیدا کرده ) خوبی دیگه ای که داره اینه که به راحتی صفحه می تونه بر اساس مانیتور ۱۵ یا ۱۷ یا هرصفحه به هر اندازه ای که می خواد باشه خودش رو تطبیق بده تا بهم ریختگی در صفحه نداشته باشیم.
در هر شماره از یک هفته نامه عکسهایی خواهد بود که توی مطالب حتما کارخواهد شد به همین دلیل دیدم اگه عکس تو صفحه بخواد وسط صفحه بیاد و بغل های عکس مابین تکست خالی بمونه به خوشگلی صفحه لطمه می زنه و شاید حتی ادامه خط مطلب هم گم بشه. به همین خاطر با تعریف کردن یه جایی بخصوص در میان نوشته های مطلب یه کاری کردم که گزینه ای شرطی برای گذاشتن عکس برای هر مطلب در هر پست داشته باشیم تا با استفاده از این گزینه شرط، امکان این باشه که واسه یه مطلب چند تا عکس تومطلب قرار داده بشه و واسه یکی دیگه فول تکست باشه تا کار تروتمییز تری از آب دربیاد.
درسته که دیزاین سایت خیلی ساده طراحی شده اما درکل با توجه نظرهایی دور و وری هام و همینطور نظر خودم ، زیاد توذوق زن نیست و یه جوری با اون لوگوی بالای سایت ست شده. هرچند که باید یه تغییراتی هم درلوگو بدم.
ایندکس سایت تشکیل شده از مطلب اول و مطلب دوم و تیتر مطالب مهم هفته نامه. علاوه بر اون آرشیو موضوعی نیز در صفحه ایندکس (در سمت راست صفحه) و صفحات داخلی ( درپایین صفحه) در دسترسه.
بهترین قسمت کار که خودم خیلی خوشم اومده نحوه آرشیو بندی فارسی و شماره ایه که بنظر کار جدیدی باشه. راستی اینم بگم که ام تی سایت تنها تشکیل شده از یک وبلاگ و چند کتگوریه و تمام کارهای آپ دیت کردن سایت اتوماتیک و تنها با قرار دادن عکس ها و تکستها به راحتترین صورت انجام میشه.

July 31, 2004 | شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۳ ساعت ۱۲:۵۹ | 170 Comments | 170 Comments

و اما صبحانه که با چایی شیرین خیلی حال میده...
بنظر من صبحانه حتما باید دارای یک سردبیر باشه یا حداقل یکی رو داشته باشه که روی لینکهای اهدایی یوزرها نظارت کنه. اینکه با آزادی بیان و از این حرفها مخالفه من قبول ندارم. اگه اینطور بود روزنامه و سایتهای خبری و از این قبیل رو به صورت گروهی هدایتش می کردند و سردبیر از بین می رفت.
اینکه چندوقتیه که صبحانه هیتش اومده پایین فکر کنم فقط بخاطر فیلترینگه و لاغیر (این "ولاغیر" گفتن شریفی نیا هم حرف نداره!). صبحانه به فراخور اتفاقات روز تغییر می کنه چون یوزرهاش به فراخور روز، لینک اهداء می کنند. دور و ور ۱۸ تیر سیاسیه ، تو کوران جام ملتهای اروپا فوتبالی میشه ، توی دورانی که شیرین عبادی نوبل رو برد هم شدیدا ملی میشه. اینم خوبیشه.
یوزرهای بالا یه فایده داره یه ضرر. فایده اش اینکه در طی روز هی به روز میشه و لینکهای متفاوتی رو سایت قرار می گیره و کار ادمین سایت واسه به روزکردن آسون میشه . ضررش هم اینه که کار سردبیر یا همون ادمین سخت میشه چون هرچی تعداد لینکهای اهدایی بیشتر بشه به طبع لینکهای بی کیفیت (با توجه به دید سردبیر) هم بیشتر میشه و کار سردبیر (همون ادمین خودمون) هم بیشتر میشه (همون داستان قدیمیه کمیت و کیفیت).
یه چیز دیگه که من قبولش دارم اینه که تعداد یوزرها از یه مقدار که بالاتر بره ، کیفیت لینکها بهبود پیدا نمی کنه و این جذابیت تا یه حدی با تعداد یوزرهای اهداء کننده لینک در ارتباطه و از یه جایی منحنی نزولی میشه.
ولی گذشته از همه این حرفها صبحانه مهمترین وعده غذاییه که البته با چایی شیرین فقط می چسبه.

July 17, 2004 | شنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۰۴:۱۸ | 161 Comments | 161 Comments

امشب دومین شبیه که داره بارون میاد. انگار بارش این نوع از بارون با این شدت اونم توی این فصل کم سابقه است. جدی جدی راه رفتن تو هوای گرم زیر بارون سر خیلی کیف داره.
نمی دونم چرا یاد ویگن افتادم و بارون بارونش. روحش شاد

July 13, 2004 | سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۰۱:۵۸

هیکل مستطیلی چطوره؟
استوانه ایش چطور؟
هیکل مثل گلابی چه جوره؟ حالا اگه گلابی رو برعکس کنیم ، هیکل اونطوری چطوره؟
یکم دقت کنیم می بینیم که اکثر هیکل ها دو نوع اند: یا به شکل گلابی یا به شکل گلابی برعکس!

July 1, 2004 | پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۳ ساعت ۲۱:۳۱