اوریل 2005

(چند روز قبل از عید) پر کردن دندون مربوطه توسط یه دکتر ماهر.
(خوردن به عید) درد گرفتن همون دندون مربوطه در عید و دوباره مراجعه به دندونپزشک و تشخیص اینکه نیاز به روکش داره
(بعد از ۱۶ روز تعطیلی عید) قالبگیری.
(چند روز بعد) امتحان قالب مقدماتی.
(هشت روز بعد) زمان اینستال کردن روکش. اما دکتر بهم میگه که لثه هات مهاجمه و لازم به عمل جراحی داره. بعد از کلی پارتی بازی ، خانم منشی ۴ روز بعد واسه جراحی یه وقت خالی یک ربعی برام پیدامی کنه و جراحی موعد مقرر انجام میشه.
(چهار روز بعد) زخمهای ناشی از جراحی ظاهرا خوب شده و اینستال کردن روکش باید انجام بشه که این کار هم صورت میگیره.
(سه روز بعد) روکش دائمی کار گذاشته شده ، کنده میشه.
(فردای کنده شدن روکش) دکتر دوباره همون روکش رو چسب کاری می کنه و می چسبونه. در ضمن غر هم می زنه که احساس می کنم خودت روکش رو درآوردی!

تمام این مدت بیشتر از یکماه طول کشیده و تمام این روزها درد دندون همراهم بوده و الافی دندونپزشکی و از اینجور چیزها هم باید بهش اضافه کرد. توی این مدت غیر از چَشم ، دستت درد نکنه و ببخشید وقتتون رو گرفتم ، فعلا چیزی نگفتم.
جلوی آیینه که نگاه می کنم می بینم که انگاری باز یه مشکلی هست که یاد حرف دکتر می افتم که می گفت: "این دفعه اگه کنده شد باید بریم سراغ یه لابراتور دیگه و قالبگذاری دوباره انجام بدیم."

نتیجه گیری منطقی: اینجا سوئیس نیست ، شاید بورکینافاسوی جنوبی باشه.
نتیجه گیری بازاری: دکترا هم اومدن تو راه.
نتیجه گیری خوش بینانه: حتما دندونای من یه طور استثنایی بوده که همش با مشکل برخورد می کنه.
نتیجه گیری سیاسی: همش کار آمریکای جنایتکاره.
نتیجه گیری انتخاباتی: به دکتر جماعت نمیشه اعتماد کرد!
نتیجه گیری بد بینانه: تا ۵۰۰ تومن خرج نکنی درست حسابی درمون نمی شی.
نتیجه گیری امروزی: به هرکی بگی چَشم و صدات هم درنیاد ، سَرت رو بدون سر و صدا می بُرن و حالیت هم نمیشه.
نتیجه گیری احساسی: هنوز دندونم درد می کنه هیچ ، لثه م هم درد گرفته.
نتیجه گیری کلی: دیگه به کی میشه اطمینان کرد!

April 27, 2005 | چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۴ ساعت ۲۰:۵۵ | 4 Comments | 4 Comments