سپتامبر 2006

مهر رو با یه سرماخوردگی خفن شروع کردم. دو روز تموم که خونه گیر شده بود هیچ. هنوز که هنوزه درگیرشم.
هوا توی این چند روز خیلی باحال شده و معمولا اول صبح و عصر ساعتای ۵ بعد از ظهر بادهای خیلی لطیفی می وزه. خلاصه اینکه هوا حسابی ملس شده.
اما هیچی بدتر از این نمیشه که سرکار بری درحالیکه هی فین فین می کنی و مجبوری هی با این و اون صحبت کنی و بعضی وقتها هم هی کلاس بذاری ! تازه همین وقت که می خوای کلاس بذاری یهو یه عطسه خفن بیاد و کاسه و کوزت و بریزه بهم. تصور بکن! چه شود.

September 29, 2006 | جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۵۹ | 1 Comment | 1 Comment

فکر می کنم این چند وقته از بس مجله ها و هفته نامه ها به این سریال و پرداختن و ادامه ماجرای سریال رو چاپ کردن ، فکر کردم جذابیت خودش رو از دست داده و منم بی خیال بقیه داستان شدم.
البته خیلی از سرنوشتهای سریال نرگسی که تو مجله ها چاپ شده بود و منم خوندنشون تقریبا درست بود و هیچکدوم از مطالب چاپ شده در روزنامه ها و مجله ها ۱۰۰ درصد درست نبود و تقریبا ۶۰ درصد می شد بگی درست حدس زده بودند.
فقط همینو بگم که نرگس با پلیس بازیهایی که در میاره بهتر از یه کاراگاه میشه و احسان رو از زندون میاره بیرون و شوکت رو به دام میاندازه.
شوکت هم تو دادگاه وقتی دستش رو شده سکته می کنه و می میره.
یا حق

تکمیلی:
همونطور که تقریبا همه آگاه شدن بعد از لو رفتن داستان سریال نرگس تهیه کنندگان سریال نرگس که سرگرم تدوین قسمتهای پایانی سریال بودند تصمیم گرفتند که داستان نرگس را تغییر دهند که به همین دلیل با کم کردن حدود ۱۴ قسمت از سریال ماجرای پایانی سریال نرگس را تغییر دادند.

September 1, 2006 | جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۸۵ ساعت ۲۰:۱۸ | 5 Comments | 5 Comments