دسامبر 2007

بعد از یه چند سالی یه دستی به قالب اینجا زدم. اما از اونجاییکه معمولا وسط یه کار ، یه کار دیگه پیش میاد فعلا اینجا یه کم بهم ریخته است.

December 29, 2007 | شنبه ۸ دی ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۳۷

Eid al-Adha (Eu,pt)
Eid al Adha (en,it)
Aïd el-Kébir (fr)
Kurban Bayramı (tr)
Aïd el-Kebir (fr)
Id ul-adha (nn,no)
Праздник жертвоприношения (ru)
‘Īd ul-Adha (de)
Kurban-bajram (hr)
Idul Adha (id)
Qorban bäyräme (tt)
Hari Raya Aidil Adha (ms)
Eid ul-Adha (Eu,sv)
Offerfeest (nl)
חג הקורבן (he)
عید الأضحى (ar)
عید قربان (fa)

December 21, 2007 | جمعه ۳۰ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۲:۳۹

اول که یه مسوولیت به ادم پیشنهاد میشه خیلی خوشحال کننده است و به قول معروف آدم حالشو میبره و به خودش یه نگاه میکنه و یه جورایی قند تو دلش آب میشه. یواش یواش که می گذره و وارد کار که میشی یهو میترسی که ای داد بیداد نکنه که کارو نتونی خوب انجامش بدی و میری تو این مایه ها که حالا کار به هر نحو که است انجام بشه و به قول معروف رفع رجوع بشه. این حالت وقتی بیشتر پیش میاد که یکی تو دور و وریات ضدحال باشه. یکی مثل اون یارو که تو گالیور آیه یاس می خوند.
آهان داشتم می گفتم.همینطور که جلو می ری می بینی ای بابا اینطوری ها هم فکر می کردی نیست و یه کم تمرکز کنی و یه کم فکر چاشنیش کنی خوب میشه از پس کار بر اومد. می افتی تو ریل و همینطور که جلو میری کار که پیشرفت می کنه حالش رو می بری.
اینجا دو حالت داره:
یا اینکه دوباره یه مسوولیت بهتر دیگه بهت پیشنهاد میشه که مسلما بازم خوشحال کننده است و آدم حالش رو می بره. اما حالت دوم اینه که از مسوولیت اول به هر دلیل که شده ورت دارن که یه ضد حال اساسیه.
خلاصه یا ضدحاله یا اصل حال.

December 8, 2007 | شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۳۴

جالبه هرچی نوشته بودم پرید. دیگه هم حال نوشتن ندارم چون اگه همینطور پشت تنها کامپیوتر متصل به اینترنت یه تحریریه شلوغ تو زمان صفحه بندی بشینم همه چپ چپ نگام می کنن.

December 6, 2007 | پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۰۰