فوریه 2008

توی این چندسال اخیر استراتژیک و تعیین هدف طوری صورت گرفته که در سطح دولت بیشتر به کارهای فکری و تحقیقی و پژوهشی و اداری پرداخته شده و بخصوص از بعد از جنگ چندین و چند مرکز و سازمان دولتی و نیمه دولتی در زمینه های ذکر شده از دولت ردیف بودجه ای گرفتن و انصافا کارهای ارزشمندی رو ارائه دادند.
اما اتفاقی که به وضوح میشه اون رو مشاهده کرد این موضوعه که اصل کار دولت که همون اجرای قوانین تصویب شده در قوه مقننه است به نوعی به حاشیه رفته و اجرای کار ضعیف تر شده.
این باعث شده خیلی از پروژه ها خوب هدف بندی شده و خوب در مورد تحقیق شده، اما به بخش اجرا که رسیده به دلیل عدم وجود نیروی اجرایی مناسب ، اجرای صحیح طرح به بن بست خورده و یه شمای کلی از طرح ناقص اجرا شده.
ارجح کردن تحقیق و پژوهش به اجرا طوری شده که به قول معروف اینقدر سر از بدن بزرگتر شده که برای جنگیدن هر سرباز در خط مقدم، سه سرباز پشت جبهه پشتیبانی از اون یه سرباز رو برعهده دارن.
اما به نظر من باید بیشتر انرژی و وقت در بحث اجرای صجیج کار باشه و به قول معروف باید بیشتر از تخصص های اجرایی استفاده بشه.
چون معتقدم یه طرح متوسط با یه اجرای خوب میتونه نتبیحه اش خوب باشه. برعکس اینکه یه طرح خوب با یه اجرای ضعیف نتیجه اش هم ضعیف هستش.

February 24, 2008 | یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۰:۲۷

اینقدر می دونم که احتیاج به چیز یادگرفتن دارم. احتیاج به مطالعه اونم در حجم سنگین دارم.
ای کاش یه کم فرصت داشتم.
فعلا یه سورس خوب از حوزه اندیشه پیدا کردم و خورد خورد دارم ازش چیز یاد می گیرم.

February 14, 2008 | پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۰۲:۰۱ | 1 Comment | 1 Comment