ژوئن 2013
یک باور قدیمی که به نظرم بیشتر مدیران کشورمان نیز به آن ایمان دارند این است که رسانه مساوی است با قدرت. در واقع این تفکر از رهبران مذهبی در کلیسا نشات گرفته است و تاکنون در جوامع گوناگون با ضعف و قدرت متفاوتی برقرار است.
اما نکته اینجاست که رسانه مساوی نیست با قدرت. بلکه رسانه خوب مساوی است با قدرت.
به عبارت دیگر اگر رسانه ای داشته باشیم که به هر دلیلی نتوانیم مخاطب مناسبی را چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت برای آن رسانه پیدا کنیم، بنابراین رسانه مذکور هیچ نسبتی با قدرت برقرار نخواهد کرد.
این یعنی تلف کردن وقت، انرژی و هزینه.
پس آگاه باشید رسانه خوب مساوی است با قدرت.
تاکید دیگر هم دارم که لزوما کمیت مخاطب کافی نیست برای معادل دانستن آن رسانه با قدرت. بلکه کیفیت مخاطب نیز اثرگذار است.
چراکه در عصر حاضر مخاطب از منفعل به صورت فعال درآمده و هرچه رسانه منشتر کند را قبول نمی کند. هرچند اقدام به خواندن آن شاید بکند اما تغییر عقیده یا عملی را هر مطلب رسانه در پی نخواهد داشت.
به زبان ساده تر اینکه اگر هر رسانه هر مطلبی چه درست و چه غلط را منتشر کنند، مخاطب آن را به راحتی قبول نمی کند. حال می خواهد مخاطب تهرانی باشد، یا مخاطب همدانی و یا مخاطب کیشی.
این بحث ادامه همان پند پژوهشگری است که اینجا آن را مطرح کردم.
به همین دلیل است که در انتخابات اگر ۳۰۰ سایت، روزنامه مطلبت را منتشر کنند و شهر را پرکنی از تراکت و اعلامیه و رادیو و تلویزیون صدا و تصویر تو را بیشتر از بقیه پخش کنند و بیشتر مسوولان مجلس و غیرمجلس از تو حمایت کنند، باز مخاطب فعال همانی می کند که به آن اعتقاد دارد.
برای این مدعای خود مثال زدنی زیاد دارم که فعلا بماند برای بعد. شاید زمان بعدی که نطقم بازتر شد.
June 29, 2013 | شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰۳:۲۴

در ایام سال ۸۸ بود که پژوهشگری باتجربه، پندی به من داد. وی گفت فلانی: فضای حاکم بر رسانه ها و رادیو و تلویزیون داخلی و همچنین ادبیات صاحب منصبان رسمی دولت و حکومت با فضای عمومی متفاوت است.
این پژوهشگر معتقد بود که: فضای عمومی در کشورهایی مثل کشورما کمی متفاوت تر و کمی قدرتمند تر از دیگر کشورهاست. چه از نظر سطح گسترش و چه از نظر میزان اثرگذاری.
این پژوهشگر همچنین به من گفت: فضای عمومی جامعه در تهران، شیراز، مشهد، اصفهان، تبریز، رشت، کرمان و ... هیچ فرقی با هم ندارد. چراکه همان شلوار جینی که من در تهران به پا می کنم و از آن خوشم می آید، در بقیه جاهای کشورمان نیز همین حس را مردم آنجا نسبت به آن دارند.
او تاکید داشت براینکه: فضای عمومی کشور از سال ۸۴ تا ۹۲ بسیار متفاوت تر از قبل است و به نظر می آید که قابل بازگشت هم نخواهد بود.
او می گفت: مردم نیاز به تفریح و گذران خوب وقت دارند و در مواقع فشار و تهدید، به هیج عنوان تفریح مردم و فراهم کردن زمانی شاد را از یاد نخواهند برد. این نیز حاکی از نوع جامعه شناسی مردم کشورمان است.
این پژوهشگر اینطور پندم داد که: اگر مشاهده کردی که مردم در زمان های مختلف سال، به فکر سفر عیدانه خود هستند و در تابستان ها، پارک ها جای سوزن انداختن ندارد و هرچی اماکن شبه تفریحی هم که یافت می شود، شلوغ است، اینطور فکر نکن که مردم شاد هستند و از فکر فشار، تهدید و ارعاب که بر روی آنهاست بیرون آمده اند. بلکه آنها فقط سعی دارند اوقات شادی را داشته باشند تا وقت مناسب.
در واقع صبر بهترین کلمه ایست که برای تفسیر این شکل از حرکت مردم می توان برایش پیدا کرد.
صبر تا زمان موعد یعنی گیر دادن مردم به ساخت یک مجتمع فرهنگی در یک پارک، یا سالگرد به ریاست جمهور رسیدن یک رییس جمهور، و یا به آتش کشیدن یک دستفروش.
بسته به زمان، مکان و شرایط جامعه شناسی این صبر ادامه دارد تا زمان موعد.
June 29, 2013 | شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰۳:۰۵

قرار بود طی یک طرح پژوهشی معیارهای دکه های روزنامه فروشی را برای قرار دادن روزنامه ها روی کیوسک مطبوعاتی را بسنجم. اینکه میزان عایدی از آن روزنامه ملاک وی محسوب می شود. یا اینکه میزان فروش آن روزنامه، شاید معروفیت و مشهوریت روزنامه و یا عوامل خارجی در این امر دخیل هستند.
از آنجاکه در مملکتی مثل کشورمان نزده گربه درحال رقصیدن است، دست نگه داشتم تا بعد از مراسم تحلیف و معرفی وزرا، معاونان وزرا، روسای سازمان ها، دانشگاه ها، مراکز و موسسات دولتی و غیردولتی.
June 29, 2013 | شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰۳:۰۱

داشتم فکر می کردم به اینکه از روز اولی که شروع به وبلاگنویسی کردم، خیلی چیزا از هم فاصله گرفتن.
از وبلاگنویسای قدیمی گرفته تا سیاستها کلان کشور و حتی طرز فکر کردن خودم نسبت به اون روزا.
مطمئنا این فاصله گرفتن ها ناشی از گذر زمان است. در واقع «روزگاری که سپری می شود» مولود همین فاصله هاست و خوبی و بدی آن را باز همین زمان مشخص می کند.
بهتر بگویم، منظورم این است که همه هستی متغیر است و در زمان و مکان تعریف می شود. پس همانطور که علما آزادی را زیرمجموعه ای از عدالت می دانند، من هم فاصله را زیرمجموعه ای از روزگاری که سپری می شود، می دانم.
تا این کجا و آن کجا
June 29, 2013 | شنبه ۸ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۰۲:۵۲